خودروفنّی

وبلاگی برای نشر دانستنی‌های مفید در حوزه‌ی خودرو

خودروفنّی

وبلاگی برای نشر دانستنی‌های مفید در حوزه‌ی خودرو

از معرفی لیفان X60 به بازار ایران مدت زمان زیادی نمی‌گذرد، هرچند که قبل از معرفی رسمی، به‌طور غیررسمی نیز در نمایشگاه‌های مختلف کشور حضور پیدا می‌کرد.

خودرویی که در نگاه مردم جذاب بود و افراد زیادی را به‌سمت خود می‌کشید. شاید دلیل این جذابیت را بتوان در علاقه‌ی مردم به خودروهای شاسی‌بلند دید، اما از سوی دیگر نمی‌توان از چهره‌ی زیبای این کراس‌اوور چینی به‌سادگی گذشت.

لیفان ایکس ۶۰ اولین شاسی‌بلند عرضه شده توسط کرمان موتور و پس از ام وی ام X33، دومین کراس‌اوور یا همان SUV چینی است که در بازار ایران حضور پیدا می‌کند.

علاقه‌ی مردم به‌سمت خودروهای شاسی‌بلند تا جایی پیش رفته است که چینی‌ها به‌فکر عرضه‌ی این خودروها به بازار ایران افتادند و اتفاقاً این عرضه با موفقیت نیز همراه بوده، چرا که محصول مدیران خودرو (ام وی ام ایکس ۳۳) توانست سهم خوبی را برای خود در بازار فراهم سازد، اما ممکن است همین موضوع کار را برای رقبا سخت کند.

فرصتی پیش آمد تا با خودروی لیفان X60 ملاقاتی چند روزه داشته باشیم و حدود هزار کیلومتر را با آن در مسیرهای گوناگون برانیم. تجربه‌ای که خواندن آن می‌تواند مفید باشد.

معرفی خودرو
لیفان ایکس ۶۰ خودرویی در کلاس کراس‌اوورهای کوچک است. این خودرو طراحیِ زیبا و هماهنگی داشته و از موتور چهار سیلندر ۱۸۰۰ سی‌سی بهره می‌برد.

لیفان X60 در نمای جلو تا حدودی به هیوندای سانتافه یا اینفینیتی FX شباهت دارد. چراغ‌های بزرگ کشیده با خطوطی تیز که جلوپنجره‌ای بزرگ را در میان خود جای داده‌اند و سپری که البته شما را به یاد سانتافه خواهند انداخت.

در نمای جانبی شاهد خطوطی نرم هستیم که توانسته‌اند ترکیبی جذاب را به‌وجود آورند، ضمن اینکه رینگ‌های پنج پره‌ی ۱۶ اینچی نیز به زیباتر شدن این خودرو کمک شایانی کرده‌اند.

در نمای عقب اما شاهد طراحی متفاوتی از لیفان هستیم، چرا که دیگر نمی‌توان در آن شباهت با خودروهای دیگر را یافت. 

به‌طورکلی می‌توان طراحی این شاسی‌بلند چینی را موفق دانست و دراین‌زمینه آن را در میان چینی‌ها بی‌رقیب تلقی کرد.

کابین خودرو نیز فضایی زیبا را پیش روی شما قرار می‌دهد. فضایی که کمی برای ما آشنا بود و با اندکی دقت متوجه شباهت آن با کابین تویوتا RAV4 (راو۴) شدیم. کابینی‌که همه‌چیز را برای راننده تدارک دیده و در چیدمان کلیدها نیز دقیق بوده و همه‌چیز در دسترس است.

سفر با X60
چند روز تعطیلی فرصت مناسبی به‌وجود آورد تا با این خودروی زیبا به شمال ایران سفر کنیم. سفری که ماهیت این خودرو را بیشتر نمایان می‌ساخت. از این‌رو وارد کابین شده و با پر کردن باک ۵۵ لیتری ایکس ۶۰، راهی سفر شدیم.

با ورود به کابین خودرو، شاهد طراحی زیبای این خودرو در این قسمت هستیم. صندلی‌های پوشیده از چرم که این پوشش به رودری‌ها نیز سرایت کرده است و کابینی باکیفیت را مقابل شما قرار می‌دهد.

با چرخاندن سوییچ، اولین چیزی که نظر ما را جلب می‌کند صفحه‌ی کیلومترشمار است که به‌صورت دیجیتالی بوده و دورشمار موتور نیز آن را به‌صورت آنالوگ دربرمی‌گیرد.

سمت راست این دایره نیز نشان‌دهنده‌ی میزان بنزین و در سمت چپ آن نیز نشان‌دهنده‌ی دمای آب خودرو است که همگی این نشان‌دهنده‌ها با نوری آبی رنگ مزین شده‌اند و فضایی توأم با آرامش را پدید می‌آورند.

با چرخاندن سوییچ پیشرانه‌ی ۱.۸ لیتری این خودرو که قادر به تولید ۱۳۳ اسب‌بخار قدرت است را روشن می‌کنیم. صدایی آرام از یک خودرویی شهری به گوش می‌رسد. 

با فشردن پدال گاز و بالابردن دور موتور صدا کمی بلندتر می‌شود، اما همچنان شهری است و انتظار صدایی خشن و اسپرت را نباید داشت. نکته‌ای که جلب توجه می‌کرد این بود که در حالت ایستاده و خلاص، دور موتور از ۴ هزار دور تجاوز نکرده و موتور کات آف می‌کند، این درحالی است که درحال حرکت دور موتور به ۶ هزار دور هم می‌رسد. دلیل این موضوع در حفظ سلامت موتور خودرو خلاصه می‌شود، چرا که درحالت خلاص با بالارفتن دور موتور، می‌تواند آسیب جدی به موتور وارد شود. این موتور ساخت ریکاردو انگلستان بوده و گشتاوری در حدود ۱۶۸ نیوتن‌متر تولید می‌کند.

گیربکس را در دنده‌ی یک قرار می‌دهیم و شروع به حرکت می‌نیم. شاید یکی از نکاتی که خیلی خوشایند نیست، گیربکس دستیِ این خودرو است، چرا که انتظار می‌رفت چنین خودرویی از گیربکس اتوماتیک سود ببرد که البته به‌گفته‌ی مدیران شرکت کرمان موتور، نمونه‌ی اتوماتیک آن نیز در دسترس خریداران قرار خواهد گرفت.

هنگامی‌که دنده را تعویض می‌کنیم، شاهد عملکردی نرم از جعبه‌دنده و البته کلاچ خودرو هستیم، به‌صورتی‌که در مسیر خارج شدن از شهر تهران و عبور از ترافیک، پا خسته نمی‌شد.

فرمان خودرو را می‌توان نقطه عطف کابین دانست، چرا که به‌طور حتم راننده را راضی نگه می‌دارد. فرمان خودرو خوش‌دست و نرم و البته طراحی اسپرتی دارد و لذت راندن را دو چندان می‌کند.

جاده‌های پر پیچ و خم
با رسیدن به جاده‌های پر پیچ و خم شمال، داستان جذاب‌تر می‌شود. تا به اینجای کار حرکت با این خودرو به آرامی انجام می‌گرفت و عملکرد واقعی موتور به چالش کشیده نشد، اما شاید این جاده می‌توانست این خودرو را بیشتر به مبارزه دعوت کند.

با فشردن بر پدال گاز خودرو شاهد شتابی باورنکردنی از این خودرو هستیم که البته در دورهای پایین چندان مناسب نیست، اما هنگامی که دور موتور به ۳ هزار دور می‌رسد، عملکردی فوق‌العاده را از آن می‌بینیم و این وضعیت را می‌توان در معکوس دادن‌های ناگهانی به‌وضوح مشاهده کرد.

شاید نرمی دنده‌ها و فاصله‌ی کم آن‌ها نیز مزید بر علت باشد. در عبور از پیچ‌ها نیز عملکرد مناسبی را شاهد هستیم و هندلینگ خوبی را از خود به نمایش می‌گذارد.

در طول این مسیر نگاه همگان به سمت این خودرو کشیده می‌شد و در این میان نیز بودند افرادی که سوالاتی در مورد نام و قیمت آن می‌پرسیدند.

هنگامی‌که آفتاب غروب کرد و هوا تاریک شد، فضای کابین زیباتر از قبل شد، چرا که نورپردازی این خودرو که از تم آبی رنگ در آن استفاده شده است، فضایی زیبا و آرام را به‌وجود آورده بود. فضایی که ترکیبی از نورهای یخی و آبی است. همچنین چراغ‌های اتولایت نیز نور بیشتری را از خود پخش می‌کرد که یکی از نکات مثبت این خودرو به‌شمار می‌رود. ضمناً می‌توان ارتفاع نور چراغ‌ها را در سه‌حالت از داخل کابین تنظیم کرد.

دید راننده مناسب است و به‌خوبی می‌توان برفضای اطراف اشراف داشت. البته دید عقب به‌خوبی دید جلو نیست و دلیل آن نیز شیشه‌ی کوچک عقب است، اما به لطف آینه‌های جانبی برقی بزرگ، این مشکل برطرف شده است.

آینه‌های جانبی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که کمترین نقطه‌ی کور را دارند. شیشه بالابرها نیز سرعت خوبی داشته و بالابرهای هر چهار درب اتوماتیک هستند.

عملکرد سیستم صوتی با توجه به داشتن شش بلندگو و قابلیت اتصال ipod و usb مناسب است و پاسخگوی فضای کابین است. کلیدهای کنترل‌کننده‌ی سیستم صوتی نیز برای راحتی راننده بر روی فرمان تعبیه شده‌اند.

فضای کابین خودرو جادار است و برای خانواده‌های پرجمعیت مناسب است، به‌خصوص اینکه فضای پا برای سرنشینان عقب زیاد بوده و در مسافت‌های طولانی سرنشینان را خسته نمی‌کند. 

این درحالی است که فضای بار نیز از این قاعده مستثنی نبوده و می‌توان ساک و چمدان‌های یک خانواده‌ی پرجمعیت را درون آن قرار داد. به‌خصوص اینکه محفظه‌ی بار فاقد طاقچه است و به‌جای آن یک صفحه‌ی کشویی تعبیه شده است که درصورت نیاز می‌توان آن را جمع کرد تا بتوان بار بیشتری را درون این محفظه قرار داد. همچنین صندلی‌های ردیف عقب نیز قابلیت جمع شدن دارند و فضای بیشتری را فراهم می‌کنند.

ایکس ۶۰ در مسیرهای سربالایی با حداکثر سرنشینان نیز عملکرد خوبی دارد و به‌هیچ‌وجه کم نمی‌آورد. زمان به‌چالش‌کشیدن این خودرو در مسیرهای ناهموار فرا می‌رسد. فنربندی این خودرو به‌گونه‌ای است که در این مسیرها موفق عمل می‌کند. ارتفاع خوب این کراس‌اوور سبب شده تا زیر خودرو به زمین برخورد نکند.

همچنین فنربندی این خودرو به‌گونه‌ای است که انعطاف دارد و می‌توان با سرعت زیاد از این مسیرها عبور کرد و در این زمینه از همکلاسان خود موفق‌تر است، هرچند که در زمینه‌ی امکانات و طراحی نیز موفق‌تر از رقیبان خود است.

شاید اگر ایکس ۶۰ به‌صورت چهارچرخ محرک عرضه می‌شد می‌توانست یکی از پرطرفدارترین‌های بازار لقب بگیرد.

بعد از پیمودن ۳۷۵ کیلومتر راه، به پمپ بنزین رفتیم. خودرو در طی این مسیر ۳۱ لیتر بنزین سوزانده بود. یعنی در حدود ۸.۲ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر که آمار خوبی برای این خودرو به‌حساب می‌آید. برای اینکه بتوانیم عملکرد این خودرو را بیشتر در شتابگیری ببینیم اقدام به شتابگیری کردیم. ایکس ۶۰ از حالت سکون تا سرعت ۱۰۰ کیلومتر برساعت را در ۱۰.۳ ثانیه طی کرد که آمار خوبی برای خودرویی با وزن ۱۳۰۰ کیلو محسوب می‌شود.

این خودرو در دنده‌ی یک تا ۶۰ کیلومتر سرعت می‌گیرد، در دنده‌ی ۲ به ۱۰۰ کیلومتر، در دنده‌ی ۳ به ۱۴۵ کیلومتر، و در دنده‌ی ۴ به سرعت ۱۷۵ کیلومتر می‌رسد. ما توانستیم تا ۱۸۰ کیلومتر بر ساعت نیز سرعت بگیریم، اما شرایط برای رسیدن به سرعت‌های بالاتر امکان‌پذیر نبود. به‌طورکلی می‌توان لیفان ایکس شصت را خودرویی مناسب برای خانواده‌ها دانست. خودرویی شاسی‌بلند که برای راندن در شهر مناسب است.

منبع: هفته‌نامه‌ی دنیای خودرو، شماره‌ی ۲۹۶، پنج‌شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۱ (نوشته‌ی: عمادالدین جعفری).

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی